خط داستانی
تامیت، پسری پر حرف و نیازمند، به Belky، یک کارگر مهاجر تقریباً بی کلام که در کافه ای که تامیث به آن می رود کار می کند، فشار می آورد. تامیث تمامی ویژگی های گوناگون را به بلکی نسبت می دهد، از او به خانه اش می رود و از او می خواهد که بماند. آنها عاشق می شوند. آیا تامیث می تواند از تابش های درونی خود فراتر رود و به چیزی واقعی در بلکی برسد؟ در رویایی، تامیث پاسخ را می یابد.