خط داستانی
ماهیگیر نیوانگلند، جان ون زاندت، پسرانش هارولد و پیتر عاشق آیلین آردن هستند، هرچند او برادر جوانتر، هارولد را ترجیح میدهد. پیتر حسود آیلین را قانع میکند که هارولد شایعات دروغینی دربارهاش پخش کرده و سپس برادرش را قانع میکند که به بوستون برود. شش سال بعد، جان قادر به کار نیست و هارولد برای کمک به خانواده برمیگردد و به عنوان نگهبان فانوس دریایی مشغول به کار میشود. حسادت پیتر دوباره برانگیخته میشود و خشم مستیاش منجر به مرگ فرزندش، آن، میشود. پس از اینکه متوجه میشود آیلین از فریبش سالها پیش باخبر است، پیتر سعی میکند هارولد را در فانوس دریایی بکشد، اما در حین درگیری به مرگ خود میافتد.