خط داستانی
مکس به تازگی ازدواج کرده است، اما در آستانه طلاق قرار دارد، زیرا در جشن عروسی خود خود را رسوا کرده است. البته، این موضوع یک راز است، اما مکس به شدت از یک کک مزاحم که در لباس زیرش جا خوش کرده بود، عصبانی بود. بنابراین، به یک مکان خلوت رفت و هم لباس و هم کک را برداشت، اما متأسفانه در تنهاییاش کشف شد. در دادگاه طلاق، مکس پروندهاش را میبرد، اما اینکه چگونه این کار را انجام میدهد، برای گفتن در داستانی از این نوع خیلی خوب است.