خط داستانی
سه آرژانتینی که در پاریس زندگی میکنند و رویای بازگشت به بوئنوس آیرس را دارند اما برای گذرنامه منابع کافی ندارند، وقتی که یک مالک زمین، یک تاجر و دخترش به پاریس میآیند، فرصت خود را پیدا میکنند. در یک بازی پوکر تقلبی، این سه نفر پول لازم برای گذرنامهها را از تازهواردها به دست میآورند؛ اما اتفاق میافتد که کارفرما مرتکب اختلاس شده و اگر پول را برنگرداند به زندان خواهد رفت. شخصیتی که توسط پاراویچینی نمایندگی میشود، که پدر واقعی دختر خواندهاش است، پول برنده شده را به او میدهد تا مشکلش را حل کند و سه نفر در پاریس میمانند تا در پایان با بهترین شعرهای رومرو، زیر مه، سکوت، دوباره لنگر انداخته اما با غم خوشحال خودباوری بازیابی شده، همدیگر را ببینند.