خط داستانی
مردی سالخورده که مسئول مراقبت از خیابانها و روشن نگهداشتن چراغهایی است که شبهای شهر را روشن میکنند - شغلی به نام «سرنو» - در آغاز یک روز با یک عابر بیخواب مواجه میشود. او تصمیم میگیرد داستان زندگیاش را برای او بگوید، مجموعهای از تراژدیها که شامل کودکی فقیر، از دست دادن والدین، جدایی از محبوبش، ازدواج و از دست دادن همسر و فرزندش میشود.