خط داستانی
یک کشیش دستیار جدید به یک پارش در غرب یوتلند میآید. او در اینجا عاشق دختر همسر یک تاجر قدرتمند و سیاستمدار محلی میشود. او به سرعت دخترش را به نماینده کمیسیون در تجارت ازدواج میدهد و در حین نواختن آهنگ عروسی، کشیش قسم انتقام از مادر میخورد. او خود کشیش پارش میشود و در سالهای بعد او را هم در تجارت و هم در سیاست دور میزند. اختلافات سیاسی مربوط به ساخت یک سد در برابر دریای شمال است.