خط داستانی
در حینی که رازی را برای همسرش در زندان اعتراف میکرد، زنان به سالهای اخیر زندگیاش مینگرد. داستان در بلفاست در دوران مشکلات قومی رخ میدهد، شایلا مولی تازه ازدواج کرده صبح یکی از روزها با دستگیری همسرش و فرستادن به زندان بیست ساله بیدار میشود. از آن پس زندگیاش برای همیشه دگرگون میشود و در کنار کنار آمدن با وضعیت جدید سعی میکند هویتش را بازتعریف کند. به تنهایی محکوم شده، شِیلا تلاش میکند هویتش را بازتعریف کند. او به رابطهای با مرد دیگری پادرمیانی میکند و باید تصمیم بگیرد که به همسرش وفادار بماند یا نه