خط داستانی
زندگی جولیو کوماغای با مرگ مادر سایه ای دارد و فرزندش با پدر بیوه اش با تبادلاتی دردناک و پرتنش روبهرو است. بی تفاوت به جدایی از نامزدش و جذبه سفری از پیش برنامهریزیشده، در محل کارش پناهگاهی پیدا میکند تا با تتسو رو، مرد جوان کرهای تازه از ژاپن مهاجرت کرده که شیفته هرآنچه آمریکاست، آشنا میشود. اما با هم راه نجات آسانی پیدا نمیکنند.