خط داستانی
کامبو، یک بانکدار، از زمانی که پاریزو سعی کرده از او سهام اخاذی کند، در دردسر است. با پیروی از نصیحت دوستش کینکامپوا، کامبو تصمیم میگیرد با بارداک، یک نقاش که به طرز شگفتانگیزی شبیه اوست، جای خود را عوض کند. بارداک با خوشحالی به جای کامبو میرود هرچند که واقعاً نمیتواند به خوبی از عهده کارش برآید. اما کامبو که موفق میشود پاریزو را خراب کند، از این وضعیت ۱۰۰٪ سود میبرد. البته وقتی یک مرد به جای دیگری اشتباه گرفته میشود، سوءتفاهمهایی پیش میآید، بهویژه در مورد لولو و ژنوویو، به ترتیب معشوقههای بارداک و کامبو، اما در نهایت همه چیز به وضعیت اولیه خود باز میگردد.