خط داستانی
در شب تابستانی، آنجا و دوستانش یک بازی قدیمی از فولکلور را بازی میکنند که در آن نگاه کردن به دو آینه متقابل به فرد اجازه میدهد گذشته و آینده را ببیند. در یکی از بینشها، آنجا میبیند که یک جنایتکار کجا دزدیهای گزارش شده در روزنامهها را پنهان کرده است. او مکان را پیدا میکند، دزدیها را میدزدد و خود را در حال تعقیب توسط مافیاهای جنایتکار میبیند که میخواهند کالاهایشان را پس بگیرند. با این حال، آنجا زن زیرکی است و همیشه یک قدم جلوتر از آنها باقی میماند.