خط داستانی
شهر تازهتاسیس ونیز در قرن ششم میلادی: مردمی سرگردان تلاش میکنند تا تئوکراسی مسیحی را برقرار کنند. باسیلیولا فالیدرو، یک رقاص عجیب و غریب، شرور و زیرک، از سرزمینهای دوردست به دنبال انتقام از نسل بتپرست خود میآید؛ پدر و برادرانش توسط متعصبان دیوانه کور و تحقیر شدهاند. اهداف اصلی او برادران گراتیکو هستند که هر دو به تازگی به مقامهای قدرت انتخاب شدهاند: یکی، مارکو، داور و نماینده، و دیگری، سرجیو، یک اسقف. عنوان به یک اعلامیه جسورانهای اشاره دارد که دیوکنس اما گراتیکو به رعایایش ونیزیها، یک قبیله دریانورد و ناامید، میدهد-- اینکه سرزمین مادری آنها بر روی یک کشتی است.