خط داستانی
همسر خوب کارل واگنر در حال مرگ بود. قلبش از فکر از دست دادن او، همیار وفادار زندگیاش، خون میریخت. و اپرایش تقریباً کامل شده بود، پس از ماهها ساعتهای خستهکننده برای کامل کردن آن. دختر زیبایش در تلاش بود تا غم سنگین را روشن کند. سرانجام، آهنگساز پس از تلاشی فوقانسانی و با روحی پر از غم، آخرین بخش از نتهایش را تمام کرد و به سرعت به سمت تهیهکننده رفت تا شنیده شود. در اینجا او از خواندن فوری اطمینان حاصل کرد و به خانهاش با قلبی بسیار سبکتر بازگشت. پزشک دوباره به بیمار خود مراجعه کرد و نسخهای برای پر کردن گذاشت. کارل به خانه رسید و متوجه شد که چقدر به دارویی که برای نجات زندگی عزیزش تجویز شده بود، وابسته است. با ویولن عزیزش، تنها کالای با ارزشی که باقی مانده بود، به سمت دلالی رفت و وامی را مذاکره کرد.