خط داستانی
فیلم با ماری به عنوان دختر در قفس آغاز میشود که عاشق نیل برنز، «عزیزش» است. اما پدرش میخواهد او با شخص دیگری (چستر کانکلین) ازدواج کند و او را به تعطیلات میبرد تا او را از عزیزش دور کند. او به دنبال آنها میرود و به عنوان یک بیوه disguised میشود. صحنهای واقعاً خندهدار وجود دارد که ماری به عنوان یک مرد disguised میشود تا با دوستپسرش که به عنوان یک بیوه disguised شده ملاقات کند و اتفاقات کمدی رخ میدهد که منجر به پیدا شدن چستر در شورتش با بیوه در یک انبار میشود.