خط داستانی
مازورکیویچ، وکیلی از رادوم، به ورشو میآید تا از سبینا خواستگاری کند. سبینا به طور مخفیانه عاشق جوانی به نام ولادزیو مانکی است که به خاطر بازیگر زیبای کابرِه، کامیلّا، توجهی به او ندارد. به درخواست خانواده مانکی، مازورکیویچ به پشت صحنه میرود تا او را فریب دهد، اما خود نیز به جذابیتهای او تسلیم میشود و در یک رسوایی شگفتانگیز گرفتار میشود. سبینا مازورکیویچ را به تئاتر دنبال میکند تا به معشوقش هشدار دهد و وقتی با کامیلّا ملاقات میکند، به درخواست او لباسهایش را عوض کرده و حرکات او را تقلید میکند و قلب ولادزیو را به دست میآورد. مازورکیویچ کامیلّا را به هتلش برای شام دعوت میکند، جایی که اعضای خانواده مانکی یکی پس از دیگری میرسند. در میان اسپاسمها، بحثها و خندهها، وضعیت به رضایت همه حل میشود.