خط داستانی
جیمز جیلسپی سال دوازده سال دارد جهان او تغییر می کند او به واسطه رازی که در دل دارد به غریبه ای در خانواده خود تبدیل شده است او به کانال کشانده می شود و جهانی خود را می سازد او با مارجرت آن ۱۴ ساله که احساس نیاز به محبت را به همه راه های نادرست ابراز می کند با او دلسوزی ای نامتوازن پیدا می کند و با کندی که بی تفاوت محیط ها بی گناهی غیر عادی دارد دوستان می شود