خط داستانی
هاینالی اودون، که با دختر ثروتمند بودای کلاری نامزد است، با ورشکستگی مالی مواجه میشود و در تلاش با بدهیهاست. با انتظار یک مهریه قابل توجه از خانواده ثروتمند کلاری، او دوباره فکر میکند و در نهایت فرار میکند و هم مراسم عروسی و هم تعهداتش را رها میکند. تصمیم او باعث رسوایی، دلشکستگی و ناراحتی زیادی برای کلاری میشود که باید با عواقب ناگهانی خروج او کنار بیاید.