خط داستانی
رز جورگنسون، یک ساکن فقیر آپارتمان که با دخترانش رز و نورما در یک محله فقیرنشین زندگی میکند و شوهرش در زندان است، متوجه میشود که قرار است او را اعدام الکتریکی کنند. در حالتی از ناامیدی، او خودکشی میکند. کودکان به فرزندی پذیرفته میشوند - رز توسط قاضی ثروتمند کیت، که او را در آغوش تجمل بزرگ میکند، و نورما توسط یک همسایه فقیر، که او را در همان آپارتمان کثیفی که به دنیا آمده بزرگ میکند. پس از رسیدن به بزرگسالی، نورما به عنوان دستیار هیپنوتیست مشکوک، کایسترو، استخدام میشود، که او نیز رز را میشناسد و شباهت قوی بین آن دو را متوجه میشود. مشکلاتی پیش میآید.