خط داستانی
آلکس پونتن که نخست همسرش و شغلش را از دست داده است راه جدیدی برای در تماس ماندن با جامعه یافته است؛ او خود را به خانه مردم معرفی می کند و با جعل نقش فامیل یا مسئول رسمی از قربانیانش شبانی رایگان می گیرد. ابتدا در خانه دوشیزه دشوار دمرون با او روبه رو می شود و سپس در خانه کارولین و دوست گشاده اش گلوریا شب می ماند تا کارهایش را انجام دهد. کارولین برای حفظ جاودانه اش به دروغ می گوید گلوریا منشی اوست و آلکس هم معشوق اوست. بنابراین آلکس مجبور است خود را بر تخت کارولین عریان نشان دهد تا از ارثیه اش محافظت کند. مقامات پلیس که پرونده را بررسی می کنند، بسیار بی عرضه هستند و احتمال بازداشت آلکس کم است.