خط داستانی
هفته قبل از هالووین، والدین جیسون هولوی جدایی می کنند و پدرش خانه را ترک می کند. جیسون افسرده است و نمی خواهد با دوستانش جِرن، تد و آستین به خانه بختی برود. مادرش و پدربزرگش او را تشویق می کنند، ابتدا با سفر به مزرعه کدو و سپس با وعده یک مهمانی در پایان شب. همسایه داستان ترسناکی درباره قتل پسرش توسط پدرش ۲۵ سال پیش روایت می کند و تمام بچه ها از خانه سم هاین می ترسند: او همسایه را می زنند و فرار می کنند. تمام شب، بچه ها درباره خانه سم هاین صحبت می کنند: یکی یکی دوستان جیسون ناپدید می شوند و به زودی تنها او و کدو حلوایی خاموشی که به در خانه سم هاین می رود باقی می مانند. جیسون چه خواهد کرد؟