خط داستانی
1829. خسته از اینکه به طور مخفیانه تحت نظر رئیس پلیس بنکندورف است، پوشکین سن پترزبورگ امپراتوری را ترک کرده و به قفقاز میرود تا به ارتش بپیوندد. او در تفلیس توقف میکند و منتظر اجازه ورود به منطقه جنگی است. پوشکین به خانه یکی از شاهزادگان گرجی دعوت میشود. این شاعر در میان احترام و توجه قرار میگیرد. در اینجا پوشکین با آهنگها و شعرهای شگفتانگیز گرجی شوتا روستاولی آشنا میشود.