خط داستانی
راجش خانا نقشی مردی را ایفا میکند که به طور ناخوشایند در لانه جاسوسان دشمن و دسیسهها کشانده میشود و آینده کشور بر شانههای اوست. چایا و آميت در عشقاند و آميت میخواهد با چایا ازدواج کند و این برای او دلیل کافی برای حفظ وضع موجود نیست. تاریخهای عروسی تعیین و دوباره جابهجا میشود. این تنها نقطه اختلاف آنها است.