خط داستانی
شوخیکننده باب در حال سفر به نیویورک با کشتی به همراه دخترش است و از او خواستگاری میکند. در طول سفر، او شوخیهایی با کاپیتان، مسافران و پدر آیندهاش انجام میدهد. وقتی به بندر میرسند، کاپیتان و پدرش تصمیم به انتقام میگیرند و کاپیتان از مردانش میخواهد که باب را ساعتها در گمرک نگه دارند. سپس به دفتر پدرش میرود جایی که دخترش منتظر اوست. اما پدرش هنوز از باب ناراحت است. نوشته شده توسط کلاودیو کاروالیو، ریودوژانیرو، برزیل.