خط داستانی
ویدالینگام موپانار و برادر کوچکترش سوندارالینگام همراه با خانوادهشان در کنار هم زندگی میکنند. این یک خانواده بزرگ و شاد است. ویدالینگام فرزندی ندارد در حالی که سوندارالینگام دو پسر دارد. دست چپ پسر بزرگترش از کودکی فلج است، در حالی که پسر کوچکترش در دانشگاه در شهر تحصیل میکند. همسر ویدالینگام تلخ است و مدام سوندارالینگام و خانوادهاش را نفرین میکند، در حالی که ویدالینگام نسبت به آنها بسیار محبتآمیز است و از رفتار بد همسرش ناراضی است.