خط داستانی
جنتلمن تقریباً ورشکسته، جورج دووالتر، چند روزی را در بیاریتز سپری میکند قبل از اینکه با هیپانو-سوئیزا، یک خودروی لوکس که هدیهای از دوستانش بود، راهی شود. جورج به عنوان عاشق استفان اوسوویل ظاهر میشود و وانمود میکند که ثروتمند است. سپس استفان باقیماندهی پولی را که جورج ناامید امیدوار بود با آن ثروت خود را در سنگال بازسازی کند، خرج میکند.