خط داستانی
دکتر مادیوریکا، زنی که به کار خود متمرکز است، با نارندرا ازدواج میکند به شرط اینکه فرزندی نداشته باشند و هیچگونه دخالتی در زندگی یکدیگر نکنند. بیتوجهی او به خانه و ارتباط نزدیکش با همکارش، دکتر گوریش، حسادت نارندرا را برمیانگیزد. اما زمانی که نارندرا به همسر گوریش و یک غریبه کمک میکند، حسادت خود مادیوریکا او را به پذیرش نقشی خانگی سوق میدهد.