خط داستانی
داستانی از سگهای طرد شده در شرق نیویورک. آنها در زاغههای سگها زندگی میکنند و سعی دارند مقداری از استخوانهایی که بولداگ چاق در حیاطش انباشته کرده، به دست آورند، اما بولداگ بسیار مراقب است. در این میان، کلارنس، سگ لَپ، که یک اشرافزاده خودخواه است، به آنها میپیوندد و میخواهد با آنها دوست شود. آنها ابتدا به او بیمحلی میکنند تا اینکه او به آنها ترفند گرفتن استخوانها از بولداگ را نشان میدهد. در واقع، او تمام استخوانها را از بولداگ میگیرد. سپس دو طرد شده متوجه میشوند که کلارنس یک نابغه و رهبر زاده شده است و او را به عنوان چنین میپذیرند.