خط داستانی
یک لوکوموتیو قدیمی که با زغالسنگ کار میکند، با صدای بلندی بر روی ریلها حرکت میکند و تنها توسط مهندس اسکرپی و دستیارش اوپی اداره میشود. آنها با سرعت مناسبی پیش میروند، در حالی که اسکرپی موتور را نگه میدارد، اما اوپی به سختی میتواند یک تکه زغال را در بویلر قرار دهد. وقتی به یک شیب تند میرسند، اوپی بیشتر کنترلها را شکسته و یک سقوط ناگهانی از لبه صخره در انتظار آنهاست.