خط داستانی
این داستان درباره سه کودک کنجکاو است که با یک ماسک شناور مرموز که خود را "شیطان" مینامد، ملاقات میکنند. این ماسک با صدای ترسناک و هشداردهندهای صحبت میکند و کودکان را با دادن میوه فریب میدهد. سپس آنها را وادار میکند تا یک شهر از مردم را از گل بسازند و بعد آن را زنده کرده و یک جامعه شاد کوچک تشکیل میدهد. اما به زودی اوضاع خراب میشود زیرا آنها به خاطر رنگ گلی که از آن ساخته شدهاند، شروع به نفرت از یکدیگر میکنند و به دو گروه تقسیم شده و بر سر مالکیت منابع میجنگند.