خط داستانی
سیرک جینگلینگ برادران تنها برای یک شب در شهری که اسب مزرعهای به نام شکرپا در آن زندگی میکند، اجرا میکند. پدر شکرپا او را برای شخم زدن به کار میگیرد. یک بیلبورد جدید با تصویر اسب زیبای سیرک به نام استاربریت نصب میشود. او ستاره سیرک است. شکرپا به او علاقهمند میشود و مزرعهاش را ترک میکند تا او را ملاقات کند. وقتی به آنجا میرسد، میبیند که مربی استاربریت او را کتک میزند. شکرپا به مربی شرور لگد میزند. شکرپا با تواناییاش در مقابله با مربی عصبانی که مدام به او شلیک میکند و هر بار اشتباه میکند، جمعیت را مجذوب میکند. پدر ناامید میشود تا اینکه شکرپا دوباره ظاهر میشود... این بار با یک عروس و چهار پونی کوچک.