خط داستانی
افسر پلیس فلاناگان به یک دختر نابینا به نام بیلی یک عروسک راگتی-آن میدهد و به او میگوید که اگر از تخیلش استفاده کند میتواند آن را ببیند؛ او این کار را انجام میدهد و محله فقیرنشین به یک سرزمین جادویی تبدیل میشود که با رنگهای زیبا و موسیقی زنده است.