خط داستانی
پدر لولو به او یک گل آبی میدهد تا در نمایشگاه گل شرکت کند. او در راه آن را گم میکند و یک سگ بولداگ مانع از به دست آوردن دوبارهاش میشود، اما او با هوش خود او را فریب میدهد و به نمایشگاه میرود. در آنجا، وقتی که با تفنگ لوبیا به یک پرنده هومینگ شلیک میکند، ساقه گل را میشکند. او گل را در یک بشکه ویگارو میاندازد و ناگهان گل دوباره شکوفا میشود.