خط داستانی
اسنافی به خدمت سربازی فراخوانده میشود. اما او اسمیت اشتباهی است. او از میان آتش و جهنم عبور میکند تا به ژنرال فرمانده برسد و اشتباه را توضیح دهد. دو پلیس نظامی او را به عنوان یک فراری از خدمت اشتباه میگیرند و او را به یک پایگاه نظامی در قطب شمال برای آموزش پایه میبرند. مانند همیشه، اسنافی و اسبش اسپارکپلاگ هرج و مرج به پا میکنند.