خط داستانی
مردی که در یک کارخانه کنسرو ماهی کار میکند، وجدان گناهکاری دارد و شروع به تصور میکند که یک قاتل است. در هذیان/خوابش، ماهیها او را به خاطر قتل در یک صحنه دادگاه دیوانهوار در اعماق اقیانوس محاکمه میکنند، که شامل برنامه رادیویی 'اطلاعات، لطفاً' است و همچنین یک هیئت منصفه ماهی وجود دارد که یک آهنگ کوچک به نام 'هیچ چیزی در انتهای قلاب نیست' میخوانند. این فیلم در سال 1954 دوباره به سینماها عرضه شد، قبل از اینکه کلمبیا آن را به ایستگاههای تلویزیونی بفروشد.