خط داستانی
اسنفی، بارنی و لوئیز در شهر بزرگ گیر افتادهاند و پولی برای خرید یک الاغ و کالسکه ندارند تا اینکه یک جفت گانگستر پیشنهاد میدهند که اگر فقط یک یادداشت و یک کیف را به بانک نزدیک تحویل دهند، یکی برایشان میخرند. اسنفی که به شدت به پول نیاز دارد تا به هوتین هالر برگردد، شغلی پیدا میکند و به مردان کمک میکند تا در بیرون از یک ساختمان نگهبانی دهد... بدون اینکه متوجه شود که به یک مهره ناآگاهانه برای یک جفت دزد بانک تبدیل شده است. تعقیب و گریز آغاز میشود. تنها سرنخ به سرقت، عکسی از کلاه اسنفی است.