خط داستانی
کمدی رمانتیک که در آن زنی که دیگر نمیخواهد با نامزدش ازدواج کند، وقتی متوجه میشود او ارثی ندارد. پس از فوت پدرش، استیون فیسک به نیویورک سفر میکند و میفهمد که پدرش هیچ چیزی برای او باقی نگذاشته است. نامزدش دوریس اکنون به خاطر اینکه او ثروتمند نیست، از ازدواج با او امتناع میکند. اما دوریس یک عمه پیر دارد که آخرین آرزویش این است که دوریس با استیفن ازدواج کند.