خط داستانی
لیل ابنر مشغول مجسمهسازی یک مجسمه غولپیکر از دو الگوی ایدهآل خود در زندگی مجردی، جو بیمو و پلکات تنهایی است که در یک غار زندگی میکنند و تمام وقت خود را صرف تهیه مقادیر زیادی از مشروب کیکاپو میکنند و همیشه به دنبال مواد مناسب برای ایجاد طعمی خاص هستند و حتی از شکارهای جادهای نیز غافل نمیشوند. خانم دیزی مِی اسکرگ که همیشه خوشقلب است (به جز زمانی که توسط انیماتورهای کلمبیا در این سریال کارتون کشیده میشود) دلشکسته است زیرا او به تحسین ابنر از این دو مجرد علاقهای ندارد - یک رابطه کاملاً دوستانه - که در یک غار در حومه شهر داگپچ زندگی میکنند. مامان یوکوم نیز به این موضوع علاقهای ندارد و تصمیم میگیرد به جو بیمو و پلکات تنهایی در جستجوی همسر کمک کند، هرچند که آنها از حضور در بازار ازدواج و جستجو بیخبرند.