تِرمُنهٔ کریستال
A Tremonha de Cristal
آرماندو، تنها نوهٔ کارگرِ سالهای دورِ سالیناس دِ آِووِرو، در فرانسه موسیقی میخواند و اخبار از او کمیاب است. پدربزرگ، عبِیلیو، تصمیم میگیرد نامهای از مرگش بفرستد و آرماندو به سرعت به خانه بر میگردد.