آه، یک وکیل چنین
Åh, en sån' advokat
راننده الوف "لوفه" کارلسون از کار خود با کارگردان برگفلد که در حال طلاق از همسرش کارین است، استعفا میدهد. او جای وکیل نیبرگ را میگیرد و به خانم برگفلد یک رستوران میدهد. اینجا است که او و گرتا، پیشخدمت جوان و زیبا، با هم آشنا میشوند. گرتا برگمن در یک پرونده بزرگ ارث درگیر است و وکیل نیبرگ موافقت کرده تا از او مراقبت کند. اما نیبرگ یک کلاهبردار است که خود میخواهد به پول دسترسی پیدا کند.