Storyline
با تیم چیسمار آشنا شوید، او پر سر و صدا و برهنه است، در آمریکا اینگونه میدانید که او تیم چیسمار است. با لوک پادیلا آشنا شوید، او آرامتر، مذهبی و برهنه است و در یک شرکت طراحی مد در مکزیک کار میکند. زندگی آنها زمانی به هم میریزد که این دو جوان برهنه به کشور نودلند دیپورت میشوند، جایی که میتوانند بالاخره با دیگرانی که ذهنیت پوششی ندارند زندگی کنند. اما حتی در میان شخصیتهای منحصر به فرد و کاراکترهای افراطی (مانند یک فلاشری معکوس که در حال دویدن است) آیا قهرمانان ما میتوانند واقعاً شرم و اضطراب درون خود را کنار بگذارند و اجازه دهند آزاد باشند؟ مطمئناً، برهنه بودن به معنای بیادبی نیست، اما میتواند با بارهای ذهنی همراه باشد.